السلام علیکم یا اهل بیت النبوه

به اطلاع کليه اعضاء هیئت محترم حضرت قاسم ابن الحسن (ع)مي رساند که با هماهنگي هاي بعمل آمده، خوشبختانه ارسال پيام کوتاه فارسي در حجم انبوه آغاز گرديد.

عزیزانی که تمایل دارند پیامک اطلاع رسانی هیئت به آنها ارسال گردد، نام و نام خانوادگی خود را به سامانه ی ذیل پیامک فرمایند.

30004713110110

اميدواريم اين امر با مشکلي مواجه نشود تا ما نيز در تعهد خود به اعضاء جهت اطلاع رساني جلسات مذهبي که همانا کانون نشر معارف اهل بيت است، کوتاهي نکرده باشيم.

                                                                                           با تشکر

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت   توسط هیئت  | 

 

هفتاد و چند داغ شقایق

 

تنها تر ین غر یب  دیار  مد ینه  بود

او مرد علم و زهد و وقار و سکینه بود

صد باب علم از کلماتش گشوده شد

در بین عالمان به  خدا بی قرینه بود

این خا نواده  نسل نجات و هدایتند

او نا خدای پنجمی  این  سفینه  بود

نا ن آور  همیشة  هر  کو دک  یتیم

بر شانه های خستة او جای پینه  بود

آتش گرفته باغ  دلش  از  شراره ای

سهم  امام  خستة  ما  زهر  کینه بود

همواره آسمان دلش رنگ لاله داشت

هفتاد و چند داغ  شقایق به سینه بود

دشت نگاه  او پُرِ گلهای اشک  بود

یاد آور حکایت  سقا و مشک  بود

 

برگرفته از وبلاگ کاروان

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1390ساعت   توسط هیئت  | 

امام باقر (علیه السلام) در بستر بیماری

 

شهادت امام محمد باقر علیه السلام

 

كلینی به سند صحیح از زراره روایت كرده است كه گفت روزی از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) شنیدم كه فرمود :

درخواب دیدم كه برسركوهی ایستاده ام ومردم ازهرطرف آن كوه به سوی من بالا می آ مدند چون مردم بسیاری دراطراف آن كوه جمع شدند به ناگاه كوه بلند شد ومردم ازهرطرف آن فرو می ریختند ، تا آنكه جماعتی برآن كوه باقی ماندند واین اتفاق پنج مرتبه تكرارشد ، گویا آن حضرت این خواب رابه وفات خود تعبیر فرموده بود ، كه بعدازگذشت پنج شب ازاین خواب به رحمت ایزدی پیوستند .

دركافی و بصائر الدرجات و سایر كتابهای معتبر روایت كرده اند كه حضرت امام صادق (علیه السلام ) فرمود : كه پدرم بیماری سختی گرفته بود وبیشتر مردم ازبیماری حضرت ترسیدند واهل بیت آن حضرت را به گریه درآمدند كه امام باقر(علیه السلام) فرمود: من دراین بیماری ازدنیا نخواهم رفت زیرا دو نفر نزد من آمدند وبه من چنین خبردادند پس ازآن بیماری صحت یافت ومدتی وسالم بود . وبرای من زمین را بشكاف وگود كن زیرا كه من فربه هستم ودرزمین مدینه برای من نمی توان لحد ساخت .

علت فرمایش حضرت آن است كه زمینهای مدینه سخت بودند به جای آنكه قبر را به اندازه قد متوسط انسان گود كنند ، معمولاً برای قبر درآن زمینها لحد درمی آوردند یعنی حفره ای به اندازه جسد دردیوار قبردرسمت قبله درست می كردند و چون امام باقر (علیه السلام) فربه وچاق بودند ودردیوار قبر به سختی جای می گرفتند ، لذا وصیت كردند كه زمین را برای این امر گود نمایند تا ایشان به آسانی وبدون مشكل درقبر شریفشان جای گیرند.

از حضرت امام صادق (علیه السلام) روایت كرده است كه پدرم گفت: ای جعفر از مال من برای ندبه كنندگان وقف كن كه ده سال در منی در موسم حج برمن ندبه و گریه كنند. و رسم ماتم را تجدید نمایند و برمظلومیت من زاری كنند.

پس گفتم : ای پدر بزرگوار من امروز تورا ازهمه وقت سالم تر می بینم و ناراحتی درتو مشاهده نمی كنم حضرت فرمود : آن دونفر كه درآن بیماری صحت وسلامت من راخبر دادند دراین بیماری به نزد من آمدند و گفتند : دراین مریضی به عالم آخرت رحلت می نمایی و به روایت دیگری فرمود: كه ای فرزند ، مگر نشنیدی حضرت علی بن الحسین (علیهما السلام) من را از پس دیوار ندا كرد كه ای محمد بیا و زود باش كه ما انتظار تو را می كشیم .

كلینی به سند حسن روایت كرده است كه حضرت امام محمد باقر (علیه السلام ) هشتصد درهم برای تعزیه و ماتم خود وصیت فرمود.

وبه سند موثق ازحضرت امام صادق (علیه السلام) روایت كرده است كه پدرم گفت: ای جعفر ازمال من برای ندبه كنندگان وقف كن كه ده سال درمنی درموسم حج برمن ندبه وگریه كنند. و رسم ماتم راتجدید نمایند وبرمظلومیت من زاری كنند.

كلینی به سند معتبر نیزروایت كرده است كه چون امام محمد باقر (علیه السلام ) به جهان باقی رحلت نمود، حضرت امام صادق (علیه السلام ) فرمود : كه هرشب درحجره ای كه آن حضرت درآن وفات یافته بود ، چراغ می افروختند.

شیخ عباس قمی میگویند : كه درتاریخ وفات آن حضرت اختلاف است و وفات ایشان درروز دوشنبه هفتم ذیحجه سال صد و چهاردهم به سن پنجاه وهفت سالگی درمدینه مشرفه اتفاق افتاد. وفات ایشان درایام خلافت هشام بن عبدالملك بود وگفته شده كه آن حضرت راابراهیم بن ولید بن عبدالملك بن مروان به زهر شهید كرده وشاید به امر هشام بوده است .

قبر مقدس آن حضرت به اتفاق همگی دربقیع ، كنار قبر پدر وعم بزرگوار خود ، حضرت امام حسن (علیه السلام) قرار دارد .

 

كلماتی از آن بزرگوار:

شهادت امام محمد باقر علیه السلام

1 - همانا خداوند عز و جل نگاه دارد بوسیله تقوی بنده ر ا از آنچه عقلش بدان دسترسی ندارد .

2 - بردباری جامه شخص دانا و عالم است مبادا خود را از آن برهنه كنی.

3 - خدا بر خویش مهرورزی را لازم كرده و رحمت او بر خشمش پیشی جسته و از روی راستی و درستی به

انجام رسیده، پس چنان نیست كه خداوند به بندگان خشم آغاز كند پیش از آنكه آنان او را به خشم آورند...

4 - هر ملتی كه كتاب خدا را به پشت سر انداخته خدا نیز علم كتاب را از آنها بگیرد

5-

حریص بر دنیا، همچون كرم ابریشم است كه هر چه پیله را بر خود بیشتر بپیچد، بیرون آمدنش مشكل تر

می شود


1 – از رساله امام محمد باقر علیه السلام، سعد الخیر / روضه كافی ج اول (ص 79)

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1390ساعت   توسط هیئت  | 

برای تبرک و نیز بهره‌وری از دانش امام علی بن موسی الرضا (علیهماالسلام)، برخی سخنان آن عزیز بزرگوار را ذکر می‌کنیم: 

۱ـ مرد زیر زبانش پنهان است و چون سخن بگوید شناخته می‌شود.

۲ـ تدبیر واندیشه پیش از انجام کار تو را از پشیمانی ایمن می‌دارد. 

۳ـ همنشینی با اشرار و بدکاران موجب بدبینی نسبت به نیکان و درستکاران می‌شود. 

۴ـ دشمنی با بندگان خدا بد توشه‌یی است برای آخرت. 

۵ـ شخصیکه قدر ومنزلت خویش را بشناسد هلاک نمی‌گردد. 

۶ـ هدیه کینه‌ها را از دلها می‌زداید. 

۷ـ در قیامت آنکس به من نزدیکتر است که در دنیا خوش اخلاقتر و نسبت به خانواده‌ی خود نیکوکارتر باشد. 

۸ـ کسی که به مسلمانی خیانت کند از ما نیست. 

۹ـ مؤمن چون خشمگین شود خشمش او را از رعایت حق بیرون نمی‌برد. 

۱۰ـ خداوند قیل و قال و ضایع کردن مال و پرسش بسیار (و بی مورد) را دشمن می‌دارد 

۱۱ـ محبت کردن با مردم نصف عقل است. 

۱۲ـ سختترین کارها سه چیز است: انصاف و حقگویی اگر چه علیه خود باشد ـ در همه حال بیاد خدا بودن ـ با برادران ایمانی در اموال مواسات کردن. 

۱۳ـ شخص با سخاوت از غذایی که مردم برایش آماده کرده‌اند می‌خورد تا دیگران نیز از غذایی که او آماده می‌سازد بخورند. 

۱۴ـ قرآن کلام و سخن خداست از آن نگذرید و هدایت را در غیر آن نجوئید که گمراه می‌شوید. 

التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1390ساعت   توسط هیئت  | 




ولادت

نهمین امام شیعیان نام مبارکش محمد است و القاب و کنیه‌های فراوانی دارد؛ مشهورترین لقبش جواد و هادی است و معروف‌ترین کنیه‌اش ابوجعفر.

امام جواد علیه السلام در ماه رجب سال 195 هجری قمری در مدینه چشم به دنیا گشود. پیشگویی ولادت آن امام از زبان پدر بزرگوارش چندین بار مطرح شده بود. ولادت امام جواد همچون ولادت سایر ائمه معصومین علیهم السلام با ویژگی‌های مخصوصی همراه بوده است.

مادر بزرگوار امام جواد علیه السلام خیزران نام دارد؛ زنی از خاندان ماریه قبطیّه یکی از همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله.

دوران امامت

دوران کودکی امام جواد علیه السلام از دوران شیرخوارگی تا زمانی که در سن هفت سالگی به امامت رسید، با حوادث گوناگون آمیخته است.
با شهادت امام رضا علیه السلام و به امامت رسیدن امام جواد در سن کودکی، یکی از موضوعاتی که حتی برخی از یاران امام هشتم را دچار شک و تردید کرد، کم‌ سن‌ و‌ سالی امام جواد جهت مقام امامت بود. به همین دلیل در مواردی امام رضا علیه السلام و در موارد دیگری، خود امام جواد به تبیین آن پرداختند و به شبهه‌ها پاسخ گفتند.

img/daneshnameh_up/8/8f/javad3.jpg



اگر چه امام جواد علیه السلام نسبت به سایر امامان در سن بسیار کمی به امامت رسید، اما دوران هفده ساله‌ی امامت او، دورانی نسبتاً طولانی و پر حادثه است.

جایگاه امام نزد خدا

امام جواد علیه السلام به دلیل قابلیت و لیاقت و بهره‌مندی از موهبت الهی از جایگاهی رفیع در پیشگاه خداوند، پیامبر اکرم، پدر بزرگوارش و تمام کسانی که بهره‌ای از شناخت امام دارند برخوردار است.
اگر چه دشمنان دین و حاکمان معاصر امامان معصوم علیهم السلام همواره در مقام توطئه و سرکوب و تحقیر آنان بوده اند، اما حقانیت و صداقت و نورانیت امامان شیعه پیوسته نقشه‌های دشمنان را خنثی و بی‌تأثیر می‌ساخته است و در برخی موارد، حتی دشمنان تحت تاثیر وجود پر برکت آنان قرار می‌گرفته‌اند.

ازدواج

امام جواد علیه السلام نیز با هوشمندی و درایت مخصوص‌به‌خود، در برخورد با حاکم ستمگر عباسی، مامون ، که قاتل پدرش امام رضا علیه السلام بود به گونه‌ای عمل نمود که مامون نیز افتخار خویش را در انتخاب او برای ازدواج با دخترش ((ام فضل (لبابه)|ام فضل ))می‌دید.
در دوران زندگی مشترک امام جواد علیه السلام با ام فضل (تا هنگام شهادت) حوادث گوناگونی اتفاق افتاده است.

دوران امامت تا شهادت

همسر دیگر امام جواد علیه السلام، سمانه مغربیه نام دارد که مادر امام هادی علیه السلام است.
امام جواد علیه السلام همچون امامان دیگر با بهره‌مندی از علوم و معارف ناب توحیدی و دریافت حقایق از عوالم بالا در صحنه‌های مختلف، گوشه‌هایی از اقیانوس نامتناهی علم و حکمت خویش را در زندگی سراسر رحمت خویش به نمایش گذاشته است.
دفتر زندگی امام همانند سایر ائمه معصوم علیهم السلام آکنده است از برگ‌هایی زرین از مکارم اخلاق ، مناقب و معجزات ، استجابت دعاها ، ارتباط متواضعانه، صمیمانه و همدردی با اصحاب و یاران است.

img/daneshnameh_up/c/cc/javad1.jpg



زندگی پربرکت امام جواد با نقشه معتصم ،حاکم ستمگر عباسی، و دخالت مستقیم ام فضل همسر آن حضرت پایان یافت. آن حضرت در تاریخ 220 هجری قمری به شهادت رسید و در کنار قبر جدّ بزرگوارش حضرت امام موسی کاظم در کاظمین به خاک سپرده شد.

سخنان به ‌یادگار مانده از حضرت جواد علیه السلام در موضوعات مختلف هر یک به‌ صورت مشعلی فروزان تا ابدیّت فراسوی راه انسانها می‌درخشد و در بزرگراه کمال و سعادت، حق را روشنی می بخشد. سخنان آن حضرت درباره جد گرامی‌اش ،رسول خدا صلی الله علیه و آله، و مادرش، حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام، و پدرش حضرت رضا علیه السلام نشانگر محبت و علاقه عمیق آن حضرت به این بزرگان می باشد.


+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1390ساعت   توسط هیئت  | 

                                    سالروز شهادت رئیس مکتب 

     حضرت مولا امام جعفر صادق(ع) 

                                    تسلیت باد .                           

 

                  

                                                                   

                                                                                                                                                              

 آبروی آدم

همان امام غریبی که شانه اش خم بود

به روی شانه ی پیرش غم دو عالم بود

میان صحن حسینیه ی دو چشمانش

همیشه خاطره ی ظهر یک محرم بود

دل شکسته ی او را شکسته تر کردند

شبیه مادر مظلومه اش پر از غم بود

اگر تمام ملائک زگریه می مردند

به پای خانه ی آتش گرفته اش کم بود

حدیث حرمت او را به زیر پا بردند

اگر چه آبروی خاندان آدم بود

شتاب مرکب و بند و تعلل پایش

زمینه های  زمین خوردنش فراهم بود

مدینه بود و شرر بود و خانه ای ساده

چه خوب می شد اگر یک کمی حیا هم بود

امان نداشت که عمامه ای به سر گیرد

همان امام غریبی که شانه اش خم بود

+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت   توسط هیئت  | 

ديباچه ی عشق و عاشقی باز شود

دلها همه آماده ی پرواز شود

با بوی محرم الحرام تو حسين

ايام عزا و غصه آغاز شود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1388ساعت   توسط هیئت  | 

سیدحمیدرضا برقعی

ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس

خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان

جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس

آنجا که خادمینش از روی زائرینش

گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس

خورشید آسمان ها در پیش گنبد او

رنگی ندارد آری چیزی شبیه فانوس

رویای ناتمامم ساعات در حرم بود

باقی عمر اما افسوس بود و کابوس

وقتی رسیدی آنجا در آن حریم زیبا

زانو بزن به پای بیدار خفته در طوس...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت   توسط هیئت  | 

آن ماه که روشن گر هر انجمن است

 

مجموعه ای از فضائل پنج تن است

 

در شادی و غم دست توسل ما را

 

بر دامن لطف قاسم ابن الحسن است جواد هاشمی

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت   توسط هیئت  | 

بس که محفل ها رود منزل به منزل پرشتاب

کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت   توسط هیئت 

خار توأم ای گل ز چه رو خار بمیرم

بگذار کنار تو به گلزار بمیرم

دیدار تو خوب است ولی خوب تر از آن

این است که در لحظه دیدار بمیرم

یک عمر نگه داشته ام جان به هوایت

یک لحظه نگاهم کن و بگذار بمیرم

هرچند چو من عبد خطاکار نداری

مگذار که چون عبد خطاکار بمیرم

(مرحوم خوشدل تهرانی)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت   توسط هیئت  | 

هر روز میگردم کوچه پس کوچه های ذهنم را

پس خدا چرا نمی آید؟از پیچ کوچه آن غریب آشنا

نیمه شب ها با خیالت درد و دل ها میکنم

شکوه های بی شمار از دست دنیا می کنم

این زمانه سخت میگیرد به من یاابن الحسن

من به عشقت با همه غم ها مدارا میکنم

(کربلایی محمد قانع)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت   توسط هیئت  |